08.01.2009

کاش ما هم دختر بودیم

امام‌جمعه ناکجا آباد، در بالای منبر، شکوه‌ها دارد از دست تاکسی‌رانان تهرانی و از دست رانندگان خودروهای سواری. او می‌نالد که راننده‌ها آخوند های منتظر سر خیابان را سوار نمی‌کنند ولی در عوض برای سوار کردن دخترها از هم سبقت می‌گیرند. او می‌‌گوید: راننده‌ها بجای سوار کردن روحانیون و محشور شدن با ائمه اطهار و بردن ثواب و تمتع از اجر دنیوی و اُخروی؛ دخترها را سوار می‌کنند، آن‌ها را می‌برند جاده هراز و پس از فریب و گرفتن کام، از دامنه کوه به قعر دره پرتاب‌شان می‌کنند.
او با تأثر می‌گوید: روحانیون را سوار نمی‌کنند ولی بی‌درنگ، با ماشین‌های رنگارنگ‌شان، جلو دخترها ترمز می‌کنند.
سپس با لبخند ملیحی می‌گوید « کاش ما هم دختر بودیم» و جمعیت می‌زنند زیر خنده!
چون لینک ویدیوکلیپ را نیافتم ناچار سوز دل آیت‌الله را به‌شعر کشیدم:
لینک ویدیوکلیپ این خطبه در یوتیوب را یکی از خوانندگان برایم فرستاده است که با سپاتس فراوان از ایشان اینحا می‌گذارم: http://de.youtube.com/watch?v=1rsUMNspzWM

کاش ما هم دختر بودیم

کاش من هم دختری بودم قشنگ
خوشگل و خوش تیپ و رند و شوخ و شنگ
*
کاش من هم داشتم دو تا ممه
مرد شیک‌پوشی به‌من می‌زد تنه
*
نیشگونی می‌گرفت از باسن‌ام
می ربود با بوسه‌ای جان از تن‌ام
*
لیمویم را می‌فشرد با هر دو دست
می‌شدم غرق تمنّا، مستِ مست
*
گونه‌ام می‌سوخت و او با هر نفس
زیرلب می‌خواند نام‌ام، با هوس
*
کاش من هم دختری بودم ملوس
کاش من هم می‌شدم یک شب عروس
*
توی حجله می‌نشستم بی‌غلاف
جامی می‌نوشیدم از شهد زفاف
*
کاش اسم‌ام بود نرگس یا پری
مهرنوش، شبنم، ستاره یا زری
*
کاش ماشین‌های زرد و سُرخ‌فام
نیش ترمز می‌زدند در پیش پام
*
با نگاهی، چشمکی، لبخندکی
می‌دریدند از تن من خِشتکی
*
کاش می‌بردند مرا جاده هراز
با فریبی می‌نمودند سرفراز
*
یک شبی در حالت مستی و شور
قعر دره پرت می‌کردند به زور
*
با سری افراشته با موی بور
می‌شدم در قعر دره گور به‌گور
*




1 Kommentar:

کَلموک آقا hat gesagt…

خالو جان, اونجوری که شمابا این طبع زیبایتان وصف فرموده اید! حالیه همه’ آخوندها هوس بانو شدن به سرشان خواهد زد! ...

Template Designed by Douglas Bowman - Updated to New Blogger by: Blogger Team
Modified for 3-Column Layout by Hoctro, a little change by PThemes